تبليغاتX
سنگ صبور

سنگ صبور


منوی وبلاگ


...

نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 12:50

هو الحق

 

تنهاییم کودکی بود، که نه رویایی داشت برای پرواز آرزوهایش و نه انگیزه ای برای به ثمر نشستن درخت امیدهایش.
کاش ،حرفهایم گریزی بود بر وجود تو و کاش دلم روزنی داشت بر جوشش خون تازه ی عشق.
خستگیها گاهی چنان حلقومت را می فشارند،که آرزوی "مرگ" بهترین آرزوییست که تو را به خوشبختی رهسپار می سازد و زندگی ،عصیانی میشود بر وجود حق لایزال!
 براستی "من" بهای تنهایی خستگیهایی را می دهم که جز با یاد مرگ آرام نمی گیرند؟؟
آیا پهنه ی دنیا و خدای آفریدگارش،همین را لیاقت من از آفرینش "من" دانسته اند؟

و هنوز نمیدانم که:

اگر هست چرا نیست می شود و اگر نیست چرا هست؟

نوشته شده توسط سارا |
--------------------------------------------------------------------------------------


به دنبال تو میگردم...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 17:51

لا حول و لا قوة الّا بالله العلی و العظیم
فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین

و آن روز که انتظاری بود و من منتظر و چشم به راه،و آن روز که تمام آرزویم خواستن بود و وصال،و آن روز که چشمان اشکبار من تهمتی بود به درگاه تو...آری همان روزهای به ظاهر نکبتبار،که تمام سختی و قداستشان را به رذالت امروزم نمیدهم...

آن روز یک چیز نبود و همه چیز بود و امروز آن یک چیز هست و هیچ چیز دیگری ندارم،جز یک دنیا دروغ و تزویر و ریا و بی عفتی و بارسنگین گناه و بیغوله ای که مجال بازگشت نمیدهد....و من "گمگشته" ی روز الستم تا بحال و آفرینش را و....
آن روز دنیایی از غم و کفر و اشک و ماتم و اندوه بود به همراه یک "خدا"یی که تمام هست و نیستم گشته بود و حال،سرگشته گی و پریشان حالی هست منهای یک "خدا"یی که بدون او هیچ ندارم با تمام مادیاتم...

و چه دیرست و چه سختست و چه عذابیست بیغوله راه ماندن بی هیچ خدایی که لااقل دلت را خوش کنی به همرهی و...اما هست،آری خدا هست،لیک "من" نه روی بازگشت را دارم و نه دل و جراتش را...

اگر اینبار خسته ام و دم از خستگی میزنم ،خدایم را میخواهم که بشدت "گ م ش" کرده ام و بی او هیچ ندارم و بس!

نوشته شده توسط سارا |
--------------------------------------------------------------------------------------


کودکانه هایم...

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 12:44

نوشته شده توسط سارا |
--------------------------------------------------------------------------------------

چقدر زیباست...
سنگ ها،نمودی از خدایانند.سخت و مقاوم،پایدار و ماندنی که هیچ گاه نیازی برای توضیح علت وجودی خود ندارند.

------------------------------------------

نویسندگان

------------------------------------------

------------------------------------------

آرشیو موضوعی
دل نوشته ها

------------------------------------------

آرشيو
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

------------------------------------------
طراح قالب
طراحی ودانلود قالب وبلاگ
RSS